خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از عشق، ایمان، عقل و مستی سخن میگوید. او از ارزش بالای معشوق و ناتوانی عقل در برابر عشق صحبت میکند و به رندان و عاشقان اشاره میکند که در مستی و عشق، اختیار از دست میدهند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از واژهها و مفاهیم مانند 'مستی' و 'رندان' نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارند.
غزل ۷۸۰ - کفر زلف او به ایمان کی دهند
کفر زلف او به ایمان کی دهند
قیمتش جانهاست ارزان کی دهند ۱
گفتمش جان را بجانان می دهم
گفت آن جانان به این جان کی دهند ۲
عقل اگر گوید که خواهم بوسه ای
آب حیوان را به حیوان کی دهند ۳
عاقلان مخمور و رندان باده نوش
اختیار خود بدیشان کی دهند ۴
دامن معشوق بگرفته به دست
عاشقان از دست آسان کی دهند ۵
رند سرمستیم ای واعظ برو
عاقلان خود پند مستان کی دهند ۶
دردمندانه حریف سیدیم
گر نداری درد ، درمان کی دهند ۷
قیمتش جانهاست ارزان کی دهند ۱
گفتمش جان را بجانان می دهم
گفت آن جانان به این جان کی دهند ۲
عقل اگر گوید که خواهم بوسه ای
آب حیوان را به حیوان کی دهند ۳
عاقلان مخمور و رندان باده نوش
اختیار خود بدیشان کی دهند ۴
دامن معشوق بگرفته به دست
عاشقان از دست آسان کی دهند ۵
رند سرمستیم ای واعظ برو
عاقلان خود پند مستان کی دهند ۶
دردمندانه حریف سیدیم
گر نداری درد ، درمان کی دهند ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۷۷۹ - به علی رغم عدو باز زدم جامی چند
گوهر بعدی:غزل ۷۸۱ - آنها که مقربان شاهند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.