خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عرفانی از نعمت الله ولی، به زیباییهای معنوی و تجربههای عرفانی میپردازد. شاعر نور الهی را در همه چیز میبیند و تأکید میکند که غیر از خدا چیزی وجود ندارد. او از دیدن جمال الهی در جهان و اتحاد با حق سخن میگوید.
مفاهیم عمیق عرفانی و استفاده از اصطلاحات تخصصی شعر و عرفان، درک این شعر را برای مخاطبان جوانتر دشوار میکند. همچنین، درک کامل این متن نیاز به آشنایی با ادبیات عرفانی فارسی دارد.
غزل ۷۶۸ - چشمم نورت در این و آن دید
چشمم نورت در این و آن دید
روشن چشمی که آنچنان دید ۱
غیری نگذاشت غیرت تو
غیر تو چو نیست چون توان دید ۲
تمثال جمال دیدهٔ ما
در جام جهان نما روان دید ۳
دیده نظری ز نور تو یافت
در ذره و آفتاب آن دید ۴
بحریم و حباب عین ما آب
این دیدهٔ ما هم این هم آن دید ۵
از نام و نشان خبر چه پرسی
هر دیده که دید بی نشان دید ۶
این دیدهٔ مست نعمت الله
آن نور به عین آن عیان دید ۷
روشن چشمی که آنچنان دید ۱
غیری نگذاشت غیرت تو
غیر تو چو نیست چون توان دید ۲
تمثال جمال دیدهٔ ما
در جام جهان نما روان دید ۳
دیده نظری ز نور تو یافت
در ذره و آفتاب آن دید ۴
بحریم و حباب عین ما آب
این دیدهٔ ما هم این هم آن دید ۵
از نام و نشان خبر چه پرسی
هر دیده که دید بی نشان دید ۶
این دیدهٔ مست نعمت الله
آن نور به عین آن عیان دید ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۷۶۷ - در دیدهٔ ما نور رخ یار توان دید
گوهر بعدی:غزل ۷۶۹ - چشمم نورت در این و آن دید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.