خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن عرفانی از نعمت الله ولی، بر اهمیت عشق و فداکاری در راه معشوق الهی تأکید دارد. شاعر بیان میکند که عشق واقعی نیازمند از خودگذشتگی است و لذتهای معنوی تنها به اهل آن عطا میشود. همچنین، اشارهای به بخشندگی خداوند و نعمتهای بیکران او دارد که به همهکس به اندازه لیاقتشان میرسد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۷۳۲ - هر که او در عشق جانان جان نداد
هر که او در عشق جانان جان نداد
بوسهٔ خوش بر لب جانان نداد ۱
جود او بخشید عالم را وجود
آشکارا داد او پنهان نداد ۲
جام می در دست و ساقی در نظر
فکر این و آن به آن رندان نداد ۳
چون که مخموری بود دردسری
دردسر ساقی به سرمستان نداد ۴
لایق هر کس عطا او می دهد
ذوق سرمستان به میخواران نداد ۵
بس گران و هم سبک سر بود عقل
جان به عشق او از آن آسان نداد ۶
نعمت الله را به ما داد از کرم
این چنین دادی به هر سلطان نداد ۷
بوسهٔ خوش بر لب جانان نداد ۱
جود او بخشید عالم را وجود
آشکارا داد او پنهان نداد ۲
جام می در دست و ساقی در نظر
فکر این و آن به آن رندان نداد ۳
چون که مخموری بود دردسری
دردسر ساقی به سرمستان نداد ۴
لایق هر کس عطا او می دهد
ذوق سرمستان به میخواران نداد ۵
بس گران و هم سبک سر بود عقل
جان به عشق او از آن آسان نداد ۶
نعمت الله را به ما داد از کرم
این چنین دادی به هر سلطان نداد ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۷۳۱ - دردی است در این دل که به درمان نتوان داد
گوهر بعدی:غزل ۷۳۳ - جام جم می خورم که نوشم باد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.