خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی است که به موضوع عشق الهی و فنا شدن در آن میپردازد. شاعر از عشق به معشوق الهی سخن میگوید که مانند آتشی در جان عاشقان میافتد و آنها را از خود بیخود میکند. همچنین، به موضوع رهایی از تعلقات دنیوی و فدا کردن جان در راه معشوق اشاره میشود.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و استعارههای به کار رفته نیاز به دانش ادبی و عرفانی پایه دارد.
غزل ۷۲۹ - هرکه در دریای بی پایان فتاد
هرکه در دریای بی پایان فتاد
همچو ما در بحر بی پایان فتاد ۱
عشق جانان آتشی خوش برفروخت
شعله ای در جان مشتاقان فتاد ۲
رند مستی سر به پای خم نهاد
غلغلی در مجلس رندان فتاد ۳
آنکه جان بفروخت درد دل خرید
نیک سودا کرد و خوش ارزان فتاد ۴
یار ما را کار با اغیار نیست
کار او ای یار با یاران فتاد ۵
از سر کویش کسی کو دور شد
بی سر و پا سخت سرگردان فتاد ۶
نعمت الله جان به جانان داد و رفت
خوش بود جانی که با جانان فتاد ۷
همچو ما در بحر بی پایان فتاد ۱
عشق جانان آتشی خوش برفروخت
شعله ای در جان مشتاقان فتاد ۲
رند مستی سر به پای خم نهاد
غلغلی در مجلس رندان فتاد ۳
آنکه جان بفروخت درد دل خرید
نیک سودا کرد و خوش ارزان فتاد ۴
یار ما را کار با اغیار نیست
کار او ای یار با یاران فتاد ۵
از سر کویش کسی کو دور شد
بی سر و پا سخت سرگردان فتاد ۶
نعمت الله جان به جانان داد و رفت
خوش بود جانی که با جانان فتاد ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۷۲۸ - آب چشم ما به روی ما فتاد
گوهر بعدی:غزل ۷۳۰ - ساقی جامی به این و آن داد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.