خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی از نعمت الله بیانگر افتادن دل به دست معشوق، مستی و رهایی در خرابات مغان، و شکستن توبههای مکرر است. شاعر از عشق زمینی و آسمانی سخن میگوید و تأثیر ظهور معشوق را بر زندگی خود توصیف میکند.
مفاهیم عرفانی و عاشقانهی عمیق در این شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به مستی و خرابات ممکن است نیاز به بلوغ فکری برای تفسیر مناسب داشته باشد.
غزل ۷۲۷ - دل به دست زلف دلبر اوفتاد
دل به دست زلف دلبر اوفتاد
بی تکلف خوب در خور اوفتاد ۱
در خرابات مغان مستانه رفت
غرقه خود را دید خوشتر اوفتاد ۲
بر در میخانه با ساقی نشست
پای او بوسید و بر سر او فتاد ۳
بارها دل در شراب افتاده بود
توبه را بشکست و دیگر اوفتاد ۴
از سر هر دو جهان برخواستند
بر سر کویش کسی گر اوفتاد ۵
آفتاب او به ما ظاهر چو شد
ماه ما از جمله انور اوفتاد ۶
نعمت الله بازسازی خوش نواخت
غلغلی در هفت کشور اوفتاد ۷
بی تکلف خوب در خور اوفتاد ۱
در خرابات مغان مستانه رفت
غرقه خود را دید خوشتر اوفتاد ۲
بر در میخانه با ساقی نشست
پای او بوسید و بر سر او فتاد ۳
بارها دل در شراب افتاده بود
توبه را بشکست و دیگر اوفتاد ۴
از سر هر دو جهان برخواستند
بر سر کویش کسی گر اوفتاد ۵
آفتاب او به ما ظاهر چو شد
ماه ما از جمله انور اوفتاد ۶
نعمت الله بازسازی خوش نواخت
غلغلی در هفت کشور اوفتاد ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۷۲۶ - هر که بر خاک راه او افتاد
گوهر بعدی:غزل ۷۲۸ - آب چشم ما به روی ما فتاد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.