خلاصه و ردهبندی سنی
18+
این متن به توصیف حال و هوای رندان و خرابات میپردازد و از مفاهیمی مانند مینوشی، رندی، و بیخودی سخن میگوید. شاعر از مخاطبان میخواهد که زاهد را از این مجلس دور نگه دارند و به جای آن، به رندان و مینوشی بپردازند. همچنین، تأکید میکند که زندگی بدون می و ساقی ارزشی ندارد و از مخاطبان میخواهد که از عمر بدون این لذات سخن نگویند.
متن شامل مفاهیمی مانند شرابنوشی و مستی است که برای مخاطبان زیر 18 سال مناسب نیست. همچنین، مضامین عرفانی و رندی ممکن است برای کودکان و نوجوانان قابل درک نباشد.
غزل ۷۱۸ - زاهد به سراپردهٔ رندان مگذارید
زاهد به سراپردهٔ رندان مگذارید
مخمورش از آن مجلس رندان به در آرید ۱
بیگانه مباشد بپاشید سر و زر
تخمی که توانید در این باغ بکارید ۲
هر خم شرابی که سپردید به رندی
آرید بر ما و به اهلش بسپارید ۳
روشن بتوان دید که نور بصر ماست
بر دیده اگر نقش خیالی بنگارید ۴
یک دم که ز ما فوت شود بی می و ساقی
از عمر مگوئید و حیاتش مشمارید ۵
کار همه رندان خرابات برآید
بر ما نفسی همت خود گر بگمارید ۶
سید ز در میکده مستانه درآید
نوریست که پیدا شده پنهانش ندارید ۷
مخمورش از آن مجلس رندان به در آرید ۱
بیگانه مباشد بپاشید سر و زر
تخمی که توانید در این باغ بکارید ۲
هر خم شرابی که سپردید به رندی
آرید بر ما و به اهلش بسپارید ۳
روشن بتوان دید که نور بصر ماست
بر دیده اگر نقش خیالی بنگارید ۴
یک دم که ز ما فوت شود بی می و ساقی
از عمر مگوئید و حیاتش مشمارید ۵
کار همه رندان خرابات برآید
بر ما نفسی همت خود گر بگمارید ۶
سید ز در میکده مستانه درآید
نوریست که پیدا شده پنهانش ندارید ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۷۱۷ - رخت ما را به سراپردهٔ میخانه برید
گوهر بعدی:غزل ۷۱۹ - کفر سر زلف بت عیار ببینید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.