خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عرفانی و عاشقانه از نعمت الله ولی، تجربههای روحانی و عرفانی شاعر را به تصویر میکشد. او از رندی، عشق، مستی معنوی و ارتباط با معشوق ازلی سخن میگوید و از مفاهیمی مانند گیتینما، بایزید و یزید برای بیان تفکر عرفانی خود استفاده میکند. شاعر در نهایت به مستی و جام می اشاره میکند که نمادی از وصال معنوی است.
مفاهیم عمیق عرفانی و استفاده از اصطلاحات خاص تصوف ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشارههای غیرمستقیم به مستی و مفاهیم انتزاعی عرفانی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
غزل ۷۱۳ - این چنین رندی که من دیدم که دید
این چنین رندی که من دیدم که دید
هفت دریا را به یک دم درکشید ۱
دیده ام آئینهٔ گیتی نما
آفریننده به لطفش آفرید ۲
عاشق سرمست در کوی مغان
فارغ است از بایزید و از یزید ۳
مجلس عشقست و ساقی در حضور
ذوق یاران باد یارب بر مزید ۴
دیدهٔ روشن که دیده روی او
در چنان دیده بود نورش پدید ۵
اعتباری می نماید فصل و وصل
گه قریبت می نماید گه بعید ۶
نعمت الله مست و جام می به دست
باشد آن می کهنه و جامش جدید ۷
هفت دریا را به یک دم درکشید ۱
دیده ام آئینهٔ گیتی نما
آفریننده به لطفش آفرید ۲
عاشق سرمست در کوی مغان
فارغ است از بایزید و از یزید ۳
مجلس عشقست و ساقی در حضور
ذوق یاران باد یارب بر مزید ۴
دیدهٔ روشن که دیده روی او
در چنان دیده بود نورش پدید ۵
اعتباری می نماید فصل و وصل
گه قریبت می نماید گه بعید ۶
نعمت الله مست و جام می به دست
باشد آن می کهنه و جامش جدید ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۷۱۲ - این و آن بود جمله آن گردید
گوهر بعدی:غزل ۷۱۴ - عین او در عین اعیان شد پدید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.