خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از زیباییهای معشوق و تأثیرات عمیق عشق بر جان و دل سخن میگوید. او از عناصری مانند رخسار، زلف، گل و جام برای توصیف حالات عاشقانه و معنوی استفاده میکند.
محتوا شامل مفاهیم عرفانی و عاشقانه عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، درک برخی از استعارهها و نمادهای بهکاررفته نیاز به تجربه و بلوغ فکری دارد.
غزل ۷۰۴ - گهی عکس رخش جان می نماید
گهی عکس رخش جان می نماید
گهی زلفش پریشان می نماید ۱
چو سنبل می کند برگل مشوش
سواد کفرش ایمان می نماید ۲
چه زخم است اینکه مرهم ساز جانست
چه درد است اینکه درمان می نماید ۳
چه جام است اینکه می ریزد از او می
چه جان است اینکه جانان می نماید ۴
دلی دارم چو آئینه ز عشقش
همه آئینه این آن می نماید ۵
جمال عشق بین و حسن معنی
که چون در صورت جان می نماید ۶
نظر کن چشم سید تا ببینی
که پیدا سر پنهان می نماید ۷
گهی زلفش پریشان می نماید ۱
چو سنبل می کند برگل مشوش
سواد کفرش ایمان می نماید ۲
چه زخم است اینکه مرهم ساز جانست
چه درد است اینکه درمان می نماید ۳
چه جام است اینکه می ریزد از او می
چه جان است اینکه جانان می نماید ۴
دلی دارم چو آئینه ز عشقش
همه آئینه این آن می نماید ۵
جمال عشق بین و حسن معنی
که چون در صورت جان می نماید ۶
نظر کن چشم سید تا ببینی
که پیدا سر پنهان می نماید ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۷۰۳ - ذاتش به صفات می نماید
گوهر بعدی:غزل ۷۰۵ - خیال غیر خوابی می نماید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.