خلاصه و ردهبندی سنی
16+
در این متن، شاعر به مقایسهی عقل و عشق میپردازد و بیان میکند که عشق برتر از عقل است و عقل در برابر عشق ناتوان است. او توصیه میکند که به جای تکیه بر عقل، از عشق و زیباییهای زندگی لذت ببریم و در لحظه زندگی کنیم.
متن حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشارههای غیرمستقیم به مصرف شراب (به عنوان نماد) ممکن است نیاز به توضیح داشته باشد.
غزل ۶۹۰ - عقل هر دم که در سرود آید
عقل هر دم که در سرود آید
به دم سرو باده پیماید ۱
سخن عقل پیش عشق مگو
کان سخن خود به کار می ناید ۲
عشق را خود گشایشی دگرست
هیچ کاری ز عقل نگشاید ۳
جام گیتی نمای را به کف آر
که به تو روی خویش بنماید ۴
آفتابی مدام در دور است
به یکی جا دمی نمی پاید ۵
عشق هر لحظه مجلسی سازد
هر زمان بزم نو بیاراید ۶
نفسی باش همدم سید
گر تو را همدم خوشی باید ۷
به دم سرو باده پیماید ۱
سخن عقل پیش عشق مگو
کان سخن خود به کار می ناید ۲
عشق را خود گشایشی دگرست
هیچ کاری ز عقل نگشاید ۳
جام گیتی نمای را به کف آر
که به تو روی خویش بنماید ۴
آفتابی مدام در دور است
به یکی جا دمی نمی پاید ۵
عشق هر لحظه مجلسی سازد
هر زمان بزم نو بیاراید ۶
نفسی باش همدم سید
گر تو را همدم خوشی باید ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۸۹ - بر بسته نقاب ، دل رباید
گوهر بعدی:غزل ۶۹۱ - خواب در چشم خوش نمی آید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.