این متن شعری عرفانی است که در آن شاعر از میو میخانه به عنوان استعارههایی برای عشق الهی و رسیدن به حقیقت استفاده میکند. او از ساقی (به عنوان نمادی از خدا یا مرشد) سخن میگوید که با کرم خود درهای معرفت را به رویش گشوده و جام گیتینما (بینش حقیقی) به او داده است. شاعر بیان میکند که در این راه، جسم و جان فانی میشوند و تنها عشق الهی باقی میماند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و استعارههای پیچیده است که درک آنها به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارههایی مانند می و میخانه ممکن است برای مخاطبان جوانتر گمراهکننده باشد.
غزل ۶۸۱ - ساقی ما به ما کرم فرمود
در میخانه را به ما بگشود ۱
جام گیتی نما به دور آورد
می میخانه را به ما پیمود ۲
گر یکی ور هزار جام گرفت
وجه خاصی به هر یکی بنمود ۳
آتش عشق او بسوخت مرا
خوش بود آتشی چنین بی دود ۴
در مقامی که جسم و جان نبود
بود و نابود خود نخواهد بود ۵
این چنین گفته های مستانه
در جهان خود که گفت یا که شنود ۶
نفسی باش همدم سید
تا بیابی ازین نفس مقصود ۷
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.