خلاصه و ردهبندی سنی
15+
متن بالا به توصیف زیبایی و نور آفتاب میپردازد و از آن به عنوان نمادی از جمال و کمال الهی یاد میکند. شاعر با استفاده از تصاویر زیبا مانند آینه و نور، به بیان رابطه بین خدا و انسان میپردازد و تأکید میکند که همه چیز بازتابی از ذات الهی است.
متن دارای مفاهیم عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
غزل ۶۶۴ - آفتاب مه نقابی رو نمود
آفتاب مه نقابی رو نمود
تو نکو می بین که او نیکو نمود ۱
ذره ها روشن شدند از آفتاب
نور او بنگر که مارا هو نمود ۲
دیده ام آئینهٔ گیتی نما
او جمال و بر کمالش رو نمود ۳
خود به خود بنموده است در عین ما
تا نگوئی او به ما و تو نمود ۴
صدهزار آئینه دارد در نظر
در دو آئینه یکی رو دو نمود ۵
آب چشم ما به هر سو شد روان
آبروی ما از آن هر سو نمود ۶
خوش برو بر دیدهٔ سید نشین
تا ببینی روی او چون رو نمود ۷
تو نکو می بین که او نیکو نمود ۱
ذره ها روشن شدند از آفتاب
نور او بنگر که مارا هو نمود ۲
دیده ام آئینهٔ گیتی نما
او جمال و بر کمالش رو نمود ۳
خود به خود بنموده است در عین ما
تا نگوئی او به ما و تو نمود ۴
صدهزار آئینه دارد در نظر
در دو آئینه یکی رو دو نمود ۵
آب چشم ما به هر سو شد روان
آبروی ما از آن هر سو نمود ۶
خوش برو بر دیدهٔ سید نشین
تا ببینی روی او چون رو نمود ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۶۳ - جان مجنون فدای لیلی بود
گوهر بعدی:غزل ۶۶۵ - این سعادت بین که ما را رو نمود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.