خلاصه و ردهبندی سنی
16+
متن بالا بیانگر اهمیت می، عشق، و مستی در زندگی است و بدون آنها زندگی را بیمعنا میداند. همچنین به نقش عشق و شراب در تجربههای روحانی و احساسی اشاره دارد و تأکید میکند که بدون این عناصر، زیستن دشوار یا غیرممکن است.
متن شامل مفاهیم عرفانی و غنایی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین اشاره به مصرف شراب دارد که نیاز به درک مناسب از زمینه فرهنگی و ادبی دارد.
غزل ۶۵۹ - یک دم بی می نمی توان بود
یک دم بی می نمی توان بود
بی می خود حی نمی توان بود ۱
بی عشق دمی نمی توان زیست
بی ساغر می نمی توان بود ۲
ما سایه و عشق یار خورشید
بی بودن وی نمی توان بود ۳
بی جام شراب و عشق لیلی
مجنون در حی نمی توان بود ۴
مستیم و خراب و لاابالی
بی نالهٔ نی نمی توان بود ۵
تا کی غم این و آن توان خورد
در ماندهٔ کی نمی توان بود ۶
بی بود وجود نعمت الله
والله که شی نمی توان بود ۷
بی می خود حی نمی توان بود ۱
بی عشق دمی نمی توان زیست
بی ساغر می نمی توان بود ۲
ما سایه و عشق یار خورشید
بی بودن وی نمی توان بود ۳
بی جام شراب و عشق لیلی
مجنون در حی نمی توان بود ۴
مستیم و خراب و لاابالی
بی نالهٔ نی نمی توان بود ۵
تا کی غم این و آن توان خورد
در ماندهٔ کی نمی توان بود ۶
بی بود وجود نعمت الله
والله که شی نمی توان بود ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۵۸ - آن لحظه که جان در تتق غیب نهان بود
گوهر بعدی:غزل ۶۶۰ - نقش غیری محال خواهد بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.