خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از عشق و شوق به معشوق، نیاز به وصال، و بیقراری دل سخن میگوید. همچنین، اشارهای به مفاهیمی مانند فداکاری، بندگی، و مستی عشق دارد. در پایان، شاعر از سخن نعمت الله به عنوان آب حیات یاد میکند که روح را تازه میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی نیاز دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند مستی و عشق ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم یا نامناسب باشد.
غزل ۶۲۵ - پردهٔ دیدهٔ من نقش خیالت دارد
پردهٔ دیدهٔ من نقش خیالت دارد
دل شوریدهٔ من شوق وصالت دارد ۱
هر کجا ماه رخی در نظرم می آید
نیک می بینم و حسنی ز جمالت دارد ۲
بینوائی که گدای سر کوی تو بود
بر سلاطین جهان جاه و جلالت دارد ۳
جان فدا کردم و سر در قدمت افکندم
از چنین بندگ ای بنده خجالت دارد ۴
ساقیا ساغر می ده که لبم بی لب جام
به سر جملهٔ مستان که سلامت دارد ۵
برو ای عقل که من مستم و تو مخموری
توچه دانی که دل از عشق چه حالت دارد ۶
نعمت الله سخنش آب حیاتی است روان
روح بخشد چه نصیبی ز زلالت دارد ۷
دل شوریدهٔ من شوق وصالت دارد ۱
هر کجا ماه رخی در نظرم می آید
نیک می بینم و حسنی ز جمالت دارد ۲
بینوائی که گدای سر کوی تو بود
بر سلاطین جهان جاه و جلالت دارد ۳
جان فدا کردم و سر در قدمت افکندم
از چنین بندگ ای بنده خجالت دارد ۴
ساقیا ساغر می ده که لبم بی لب جام
به سر جملهٔ مستان که سلامت دارد ۵
برو ای عقل که من مستم و تو مخموری
توچه دانی که دل از عشق چه حالت دارد ۶
نعمت الله سخنش آب حیاتی است روان
روح بخشد چه نصیبی ز زلالت دارد ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۲۴ - هوای درد بی درمان که دارد
گوهر بعدی:غزل ۶۲۶ - بستهٔ بند بلای تو نجاتی دارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.