خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عرفانی از عشق الهی و وحدت با معشوق ازلی سخن میگوید. شاعر از مستی عشق، دوری از عقل، و حمایت سلطان عشق (خدا) میسراید. پیر راهنما عشق است و ساقی این مسیر، خداوند است که عاشقان را هدایت میکند. متن با مفاهیمی مانند تسلیم، لطف الهی، و مستی معنوی آمیخته است.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و استعارههای شراب و مستی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، درک صحیح از مضامین عرفانی نیاز به بلوغ فکری دارد.
غزل ۵۸۷ - آب چشمم دم به دم از دل روایت می کند
آب چشمم دم به دم از دل روایت می کند
قصهٔ جانم به سوز دل حکایت می کند ۱
عاشق مستیم و عقل از خانه بیرون کرده ایم
در به در می گردد و از ما شکایت می کند ۲
دست ما بگرفت آن سلطان و ما را برگرفت
پادشاه عادل و ما را حمایت می کند ۳
در ازل بنواخت ما را همچنانی تا ابد
لطف او پیوسته یا ما این عنایت می کند ۴
پیر ما عشق است و دعوت می کند ما را به می
مرشد عشق است و ارشاد و هدایت می کند ۵
شاه ما ساقی میخواران بزم وحدت است
عاشقانه رند را نیکو رعایت می کند ۶
مطرب عشاق ما مستانه می گوید سرود
نعمت الله این غزل از وی روایت می کند ۷
قصهٔ جانم به سوز دل حکایت می کند ۱
عاشق مستیم و عقل از خانه بیرون کرده ایم
در به در می گردد و از ما شکایت می کند ۲
دست ما بگرفت آن سلطان و ما را برگرفت
پادشاه عادل و ما را حمایت می کند ۳
در ازل بنواخت ما را همچنانی تا ابد
لطف او پیوسته یا ما این عنایت می کند ۴
پیر ما عشق است و دعوت می کند ما را به می
مرشد عشق است و ارشاد و هدایت می کند ۵
شاه ما ساقی میخواران بزم وحدت است
عاشقانه رند را نیکو رعایت می کند ۶
مطرب عشاق ما مستانه می گوید سرود
نعمت الله این غزل از وی روایت می کند ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۸۶ - ترک عشقش ملک جان بگرفت و غارت می کند
گوهر بعدی:غزل ۵۸۸ - عاشق جانانم و جانم خروشی می کند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.