خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی است که به مفاهیمی مانند فنا، بقا، عشق الهی، و رندی در مسیر معنوی میپردازد. شاعر از مفاهیمی مانند میخانه، خرابات، رندان، و صوفی برای بیان تجربیات عرفانی استفاده میکند. در نهایت، اشاره میکند که عشق و بندگی به «سید» (شاید اشاره به معشوق الهی یا امام) باعث ارتقای روحانی و رسیدن به مقام شهها میشود.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی دارد. همچنین، استفاده از استعارههایی مانند میخانه و خرابات ممکن است برای مخاطبان جوانتر بدون راهنمایی مناسب گمراهکننده باشد.
غزل ۵۴۷ - سلطان سراپردهٔ میخانه کجا شد
سلطان سراپردهٔ میخانه کجا شد
از مجلس رندان خرابات کجا شد ۱
معنیش هم اینجاست اگر صورت او رفت
پنهان ز نظر گشت نگوئی که فنا شد ۲
هر رند که در کوی خرابات درآمد
از دار فنا آمد و با دار بقا شد ۳
ما جام حبابیم و پر از آب حیاتیم
سیراب شود هر که چو ما همدم ما شد ۴
سلطان سراپردهٔ میخانه عالم
از ذوق گدایان خرابات گدا شد ۵
صوفی به صفا دُردی دردش چو بنوشد
این درد بود صافی و آن درد دوا شد ۶
یاری که چو ما بندگی سید ما کرد
هرچند گدا بود شه هر دو سرا شد ۷
از مجلس رندان خرابات کجا شد ۱
معنیش هم اینجاست اگر صورت او رفت
پنهان ز نظر گشت نگوئی که فنا شد ۲
هر رند که در کوی خرابات درآمد
از دار فنا آمد و با دار بقا شد ۳
ما جام حبابیم و پر از آب حیاتیم
سیراب شود هر که چو ما همدم ما شد ۴
سلطان سراپردهٔ میخانه عالم
از ذوق گدایان خرابات گدا شد ۵
صوفی به صفا دُردی دردش چو بنوشد
این درد بود صافی و آن درد دوا شد ۶
یاری که چو ما بندگی سید ما کرد
هرچند گدا بود شه هر دو سرا شد ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۴۶ - نیمشب ماه ما هویدا شد
گوهر بعدی:غزل ۵۴۸ - هر که او آشنای سلطان شد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.