خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه از نگاه شاعر به عشق و دلدادگی میپردازد. شاعر از نگاه پرآب چشمهایش، دلباختگی، و سرگردانی در راه عشق سخن میگوید. او عشق را همچون سیلابی توصیف میکند که همه چیز را با خود میبرد و هرکس در این راه قدم بگذارد، به نیکی پیش میرود. همچنین، اشارهای به عشق به معشوق و سرگردانی باد صبا در هوای زلف او دارد.
محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای ادبی ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
غزل ۵۰۸ - چشم ما آبش به هر سو می رود
چشم ما آبش به هر سو می رود
آبروی ماست بر رو می رود ۱
می رود از چشم ما آب خوشی
همچو سیلابی که از جو می رود ۲
دل چو دست و سر به پای او فکند
بر سر کویش به پهلو می رود ۳
گر بیاید جان به او آید برم
ور رود پیوسته با او می رود ۴
هر کسی کو می رود در راه عشق
گو برو خوش خوش که نیکو می رود ۵
در هوای زلف او باد صبا
گشته سرگردان به هر سو می رود ۶
هر که او بنشست با سید دمی
جاودان پیوسته سر جو می رود ۷
آبروی ماست بر رو می رود ۱
می رود از چشم ما آب خوشی
همچو سیلابی که از جو می رود ۲
دل چو دست و سر به پای او فکند
بر سر کویش به پهلو می رود ۳
گر بیاید جان به او آید برم
ور رود پیوسته با او می رود ۴
هر کسی کو می رود در راه عشق
گو برو خوش خوش که نیکو می رود ۵
در هوای زلف او باد صبا
گشته سرگردان به هر سو می رود ۶
هر که او بنشست با سید دمی
جاودان پیوسته سر جو می رود ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۰۷ - گر آتش آه ما درافتد
گوهر بعدی:غزل ۵۰۹ - خون دل از دیده بر رو می رود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.