خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که در آن شاعر از عشق، مینوشی، و رهایی از عقل و پندهای دنیوی سخن میگوید. او عشق را بالاتر از همه چیز میداند و از مستی و ذوق عاشقانه به عنوان راهی برای رسیدن به حقیقت یاد میکند.
محتوا شامل مفاهیم عرفانی و اشاره به مینوشی است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال نامناسب باشد. همچنین درک عمیق این مفاهیم نیاز به بلوغ فکری دارد.
غزل ۴۶۸ - ساقیی جام سوی ما آورد
ساقیی جام سوی ما آورد
نزد ما خوشتر است از ما ورد ۱
چشم ما روشن است و روشن باد
کابرویی به روی ما آورد ۲
عاشقان دُرد درد می نوشند
این چنین درد کی خورد بی درد ۳
عشق او مرد مرد می جوید
مرد عشقش کجا بود نامرد ۴
عقل اگر پند می دهد مشنو
چه شنوی وعظ واعظ دم سرد ۵
ساغر می مدام می نوشم
به ازین جام باده باید خورد ۶
رند مستی که ذوق ما دریافت
آفرین خدا به سید کرد ۷
نزد ما خوشتر است از ما ورد ۱
چشم ما روشن است و روشن باد
کابرویی به روی ما آورد ۲
عاشقان دُرد درد می نوشند
این چنین درد کی خورد بی درد ۳
عشق او مرد مرد می جوید
مرد عشقش کجا بود نامرد ۴
عقل اگر پند می دهد مشنو
چه شنوی وعظ واعظ دم سرد ۵
ساغر می مدام می نوشم
به ازین جام باده باید خورد ۶
رند مستی که ذوق ما دریافت
آفرین خدا به سید کرد ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۶۷ - در دلم غیر او نمیگنجد
گوهر بعدی:غزل ۴۶۹ - ترک سرمستی مرا دامن کشانم میکشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.