خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که از مفاهیمی مانند عشق، فنا، چشمپوشی از دنیا و وحدت با وجود سخن میگوید. شاعر از افتادن آب چشم (اشک) و پیوستن آن به دریا به عنوان نمادی از وحدت و فنا در عشق الهی یاد میکند. همچنین، اشارهای به خرابات مغان و مجلس رندان دارد که نشاندهندهی مفاهیم صوفیانه و عرفانی است.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از اشارات عرفانی مانند 'خرابات مغان' و 'مجلسی رندانه' نیاز به پیشزمینهی ادبی و فرهنگی دارد.
غزل ۴۶۵ - آب چشم ما به روی ما فتاد
آب چشم ما به روی ما فتاد
سو به سو گشت او ولی دریا فتاد ۱
روی ما خوش بود خوشتر شد از آن
آبرو داریم بروتا فتاد ۲
آب دیده اشک مردم زاده بود
خورش روان گردید در دریا فتاد ۳
چیست عالم شبنمی از بحر ما
میل مأوا کرد با مأوا فتاد ۴
عاقلی نقش خیالی بسته بود
عشق آمد کار او در پا فتاد ۵
هر که افتاد او ز چشم عارفی
دل به او کم ده که از دلها فتاد ۶
نعمتالله در خرابات مغان
مجلسی رندانه دید آنجا فتاد ۷
سو به سو گشت او ولی دریا فتاد ۱
روی ما خوش بود خوشتر شد از آن
آبرو داریم بروتا فتاد ۲
آب دیده اشک مردم زاده بود
خورش روان گردید در دریا فتاد ۳
چیست عالم شبنمی از بحر ما
میل مأوا کرد با مأوا فتاد ۴
عاقلی نقش خیالی بسته بود
عشق آمد کار او در پا فتاد ۵
هر که افتاد او ز چشم عارفی
دل به او کم ده که از دلها فتاد ۶
نعمتالله در خرابات مغان
مجلسی رندانه دید آنجا فتاد ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۶۴ - دل به دست باد خواهم داد هر چه باد باد
گوهر بعدی:غزل ۴۶۶ - آب چشم ما به هر سو رو نهاد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.