خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از تبخالی بر لب خود میگوید که گویی مانند او نگران است. او از بوسههای خسرو شیرین بر لبش یاد میکند و حال دلخسته خود را توصیف مینماید. شاعر از شیرینی لب خود و اشکهای شکربارش سخن میگوید و اینکه همه جوشش لبش از همین شیرینی است.
متن دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات ادبی ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
غزل ۴۵۸ - تبخال زده بر لب من خسته از آن است
تبخال زده بر لب من خسته از آن است
گویی که چو من بر لب شیرین نگران است ۱
صد بوسه زده بر لب من خسرو شیرین
چون دید که حال لب دل خسته چنان است ۲
گر زانکه نزد بر لب من بوسه دل آرام
بر لعل لب ما تو بببین کاین چه نشان است ۳
از اشک شکر بار من بوسه بسی داد
جوشیدن این لب همه شیرینی آن است ۴
گویی که چو من بر لب شیرین نگران است ۱
صد بوسه زده بر لب من خسرو شیرین
چون دید که حال لب دل خسته چنان است ۲
گر زانکه نزد بر لب من بوسه دل آرام
بر لعل لب ما تو بببین کاین چه نشان است ۳
از اشک شکر بار من بوسه بسی داد
جوشیدن این لب همه شیرینی آن است ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۵۷ - فانی تمام خدمت اوست
گوهر بعدی:غزل ۴۵۹ - ملک داری همه به تدبیر است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.