خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن به ستایش و توصیف عشق الهی و وابستگی وجودی انسان به معبود میپردازد. با استفاده از استعارههایی مانند جام می، نور، آب حیات و آفتاب، به رابطهی عمیق بین عاشق و معشوق الهی اشاره میکند و بر این نکته تأکید دارد که همهی وجود و روشنایی انسان از اوست.
محتوا دارای مفاهیم عمیق عرفانی و استعارههای پیچیده است که درک آنها ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، این نوع اشعار معمولاً برای سنین بالاتر که توانایی تحلیل و درک مفاهیم انتزاعی را دارند، مناسبتر است.
غزل ۴۰۵ - در نظر عالم چو جامی پر می است
در نظر عالم چو جامی پر می است
جام من بی خدمت ساقی کی است ۱
چشم ما روشن شده از نور او
هرچه ما را در نظر آید وی است ۲
عالمی از جود او دارد وجود
بی وجودش ما سوی الله لاشی است ۳
صوت نائی می رسد ما را به گوش
دیگران گویند آواز وی است ۴
نوش کن آب حیات معرفت
تا بدانی زنده دل از وی حی است ۵
جام را بگذار و خم می بجو
همت عالی بر آن خم می است ۶
آفتابست او و سید سایه اش
هر کجا او می رود او در پی است ۷
جام من بی خدمت ساقی کی است ۱
چشم ما روشن شده از نور او
هرچه ما را در نظر آید وی است ۲
عالمی از جود او دارد وجود
بی وجودش ما سوی الله لاشی است ۳
صوت نائی می رسد ما را به گوش
دیگران گویند آواز وی است ۴
نوش کن آب حیات معرفت
تا بدانی زنده دل از وی حی است ۵
جام را بگذار و خم می بجو
همت عالی بر آن خم می است ۶
آفتابست او و سید سایه اش
هر کجا او می رود او در پی است ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۰۴ - هرکجا گنجیست ماری در وی است
گوهر بعدی:غزل ۴۰۶ - کنج دل گنجینهٔ عشق وی است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.