خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن به موضوع عشق و ویژگیهای آن میپردازد و بیان میکند که عشق فراتر از محدودیتهای مذهبی، جسمانی و عقلی است. عشق با درد و رنج همراه است و تنها کسانی که به دنبال عشقبازی هستند، آن را درک میکنند. همچنین، عشق با مینوشی و مستی مرتبط دانسته شده و عقل در برابر آن ناتوان است.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به مینوشی و مستی ممکن است برای سنین پایین مناسب نباشد.
غزل ۳۸۶ - عشق را با کفر و ایمان کار نیست
عشق را با کفر و ایمان کار نیست
عشق را با جسم و با جان کار نیست ۱
عشق دُرد درد می جوید مدام
عشق را با صاف درمان کار نیست ۲
عشقبازی کار بیکاران بود
همچو کار عشقبازان کار نیست ۳
عشق را با می پرستان کارهاست
عشق را با غیر ایشان کار نیست ۴
عشق می بندد خیال این و آن
عشق را با این و با آن کار نیست ۵
عقل مخمور است و هم مست وخراب
زاهدش در بزم رندان کار نیست ۶
نعمت الله باده می نوشد مدام
با کس او را ای عزیزان کار نیست ۷
عشق را با جسم و با جان کار نیست ۱
عشق دُرد درد می جوید مدام
عشق را با صاف درمان کار نیست ۲
عشقبازی کار بیکاران بود
همچو کار عشقبازان کار نیست ۳
عشق را با می پرستان کارهاست
عشق را با غیر ایشان کار نیست ۴
عشق می بندد خیال این و آن
عشق را با این و با آن کار نیست ۵
عقل مخمور است و هم مست وخراب
زاهدش در بزم رندان کار نیست ۶
نعمت الله باده می نوشد مدام
با کس او را ای عزیزان کار نیست ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۸۵ - عشق بازیست عشقبازی نیست
گوهر بعدی:غزل ۳۸۷ - او با تو ، تو را از او خبر نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.