خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن عرفانی بر وحدانیت خداوند و نفی هرگونه وجود مستقل از او تأکید دارد. شاعر با تکرار کلمه «هیچ» به بیمقداری دنیا و موجودات در برابر خدا اشاره میکند و مخاطب را به رها کردن تعلقات و یکرنگی دعوت مینماید. ابیات پایانی نیز بر عشق به معشوق حقیقی (خدا) و پرهیز از ریا تأکید دارند.
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی متن برای درک نوجوانان کمسنوسال دشوار است. همچنین استفاده از استعارههایی مانند «خم میآور» (اشاره به مستی عرفانی) ممکن است نیاز به توضیح داشته باشد.
غزل ۳۷۴ - شک به عدم نیست که او هیچ نیست
شک به عدم نیست که او هیچ نیست
شک به وجود است و هم او هیچ نیست ۱
نیست گمانم که جز او هیچ نیست
هست یقینم که جز او هیچ نیست ۲
معنی هو با تو بگویم که چیست
اوست دگر این من و تو هیچ نیست ۳
یک سخنی بشنو و یکرنگ باش
قول یکی گفتن و دو هیچ نیست ۴
ما و منی را بگذار ای عزیز
کز من و ما یک سر مو هیچ نیست ۵
غیر خدا هیچ بود هیچ هیچ
هیچ نه ای هیچ مجو هیچ نیست ۶
نوش کن و باش خموش و برو
هیچ مگو گفت و مگو هیچ نیست ۷
خم می آور چه کنم جام را
مست و خرابیم و سبو هیچ نیست ۸
عاشق سید شو و معشوق او
باش بکی رو که دورو هیچ نیست ۹
شک به وجود است و هم او هیچ نیست ۱
نیست گمانم که جز او هیچ نیست
هست یقینم که جز او هیچ نیست ۲
معنی هو با تو بگویم که چیست
اوست دگر این من و تو هیچ نیست ۳
یک سخنی بشنو و یکرنگ باش
قول یکی گفتن و دو هیچ نیست ۴
ما و منی را بگذار ای عزیز
کز من و ما یک سر مو هیچ نیست ۵
غیر خدا هیچ بود هیچ هیچ
هیچ نه ای هیچ مجو هیچ نیست ۶
نوش کن و باش خموش و برو
هیچ مگو گفت و مگو هیچ نیست ۷
خم می آور چه کنم جام را
مست و خرابیم و سبو هیچ نیست ۸
عاشق سید شو و معشوق او
باش بکی رو که دورو هیچ نیست ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۷۳ - بی حضور عشق جانان راحت جان هیچ نیست
گوهر بعدی:غزل ۳۷۵ - در دل هر که عشق جانان نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.