خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن عرفانی-عاشقانه به موضوعاتی مانند عشق، رندی، مستی معنوی و وابستگی به معشوق الهی میپردازد. شاعر بیان میکند که دل بدون عشق ارزشی ندارد و تنها درمان دردها، نوشیدن جام عشق است. او خود را غرق در دریای عشق و مست از نعمت الهی توصیف میکند و تأکید دارد که هر تصویری در خیال، بیارتباط با خدا نیست.
مفاهیم عمیق عرفانی و استفاده از استعارههایی مانند مستی و رندی نیاز به درک بالاتری دارد که معمولاً نوجوانان و بزرگسالان بهتر میتوانند با آن ارتباط برقرار کنند.
غزل ۳۶۹ - هر دل که به عشق مبتلا نیست
هر دل که به عشق مبتلا نیست
هستش مشمر که گوئیا نیست ۱
تا دُردی درد نوش کردیم
دل را به از این دگر دوا نیست ۲
رندیم و مدام جام رندان
از ساقی و جام می جدا نیست ۳
مستیم و خراب در خرابات
ما را جائی دگر هوا نیست ۴
در بحر محیط عشق غرقیم
جز ما خبرش ز حال ما نیست ۵
هر نقش که در خیال آید
نیکش بنگر که بی خدا نیست ۶
مستیم و حریف نعمت الله
حیف است که ذوق او تو را نیست ۷
هستش مشمر که گوئیا نیست ۱
تا دُردی درد نوش کردیم
دل را به از این دگر دوا نیست ۲
رندیم و مدام جام رندان
از ساقی و جام می جدا نیست ۳
مستیم و خراب در خرابات
ما را جائی دگر هوا نیست ۴
در بحر محیط عشق غرقیم
جز ما خبرش ز حال ما نیست ۵
هر نقش که در خیال آید
نیکش بنگر که بی خدا نیست ۶
مستیم و حریف نعمت الله
حیف است که ذوق او تو را نیست ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۶۸ - عشق را خود قرار پیدا نیست
گوهر بعدی:غزل ۳۷۰ - چو میخانه سرائی هیچ جانیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.