خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که در آن شاعر از ساقی میخواهد تا با بادهاش غمها را از بین ببرد و جان را از زندان غمها آزاد کند. او از تأثیرات این باده بر انسانها و تغییراتی که در جامعه ایجاد میکند سخن میگوید و در نهایت به حالتی از مستی و خیالپردازی میرسد.
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به مصرف باده و مستی ممکن است برای سنین پایینتر مناسب نباشد.
غزل ۲۰۰۸ - می بده ای ساقی آخرزمان
میْ بِدِه ای ساقیِ آخِرزمان
ای رُبوده عقلهایِ مَردمان ۱
خاکیان زین باده بر گَردون زدند
ای میِ تو نردبان آسْمان ۲
بِشْکَن از باده دَرِ زندانِ غَم
وارَهان جان را زِ زندانِ غَمان ۳
تَنْ بِسانِ ریسْمانْ بُگداخته
جانْ مُعَلَّق میزَنَد بر ریسْمان ۴
تُرکْ ساقی گشت، در دِهْ کَس نَمانْد
گُرگ مانْد و گوسفند و تُرکمان ۵
چون رَسید این جا گُمانَم مَست شُد
دل گرفته خوش بَغَلهایِ گُمان ۶
ای رُبوده عقلهایِ مَردمان ۱
خاکیان زین باده بر گَردون زدند
ای میِ تو نردبان آسْمان ۲
بِشْکَن از باده دَرِ زندانِ غَم
وارَهان جان را زِ زندانِ غَمان ۳
تَنْ بِسانِ ریسْمانْ بُگداخته
جانْ مُعَلَّق میزَنَد بر ریسْمان ۴
تُرکْ ساقی گشت، در دِهْ کَس نَمانْد
گُرگ مانْد و گوسفند و تُرکمان ۵
چون رَسید این جا گُمانَم مَست شُد
دل گرفته خوش بَغَلهایِ گُمان ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۰۰۷ - شاه ما باری برای کاهلان
گوهر بعدی:غزل ۲۰۰۹ - نک بهاران شد، صلا ای لولیان
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.