خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن عرفانی بیانگر عشق به معشوق (خداوند) به عنوان منبع حیات و جاودانگی است. شاعر با استفاده از استعارههای عرفانی مانند آب حیات، گنجینه، و خرابات، به توصیف رابطهی خود با معشوق میپردازد و تأکید میکند که همهی نعمتها از اوست.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و استعارههای پیچیده است که درک آنها به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی نیاز دارد.
غزل ۳۱۵ - عشق جانان حیات جان من است
عشق جانان حیات جان من است
حاصل عمر جاودان من است ۱
معنی چار حرف و هفت هیکل
جمع و تفصیل آن بیان من است ۲
نقد گنجینهٔ حدوث و قدم
گوهر بحر بیکران من است ۳
عین آب حیات دانی چیست
آب سرچشمهٔ روان من است ۴
در خرابات پیر میخانه
طالب رند نوجوان من است ۵
نام بگذار و از نشان بگذر
بی نشان شو که آن نشان من است ۶
نعمت اوست هر چه موجود است
نعمة الله من از آن من است ۷
حاصل عمر جاودان من است ۱
معنی چار حرف و هفت هیکل
جمع و تفصیل آن بیان من است ۲
نقد گنجینهٔ حدوث و قدم
گوهر بحر بیکران من است ۳
عین آب حیات دانی چیست
آب سرچشمهٔ روان من است ۴
در خرابات پیر میخانه
طالب رند نوجوان من است ۵
نام بگذار و از نشان بگذر
بی نشان شو که آن نشان من است ۶
نعمت اوست هر چه موجود است
نعمة الله من از آن من است ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۱۴ - جامی ز می پر از می در بزم ما روان است
گوهر بعدی:غزل ۳۱۶ - یاد جانان میان جان من است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.