خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن عرفانی از مولانا بیانگر مفاهیمی مانند عشق الهی، فانی بودن دنیا، و وابستگی انسان به خداوند است. شاعر از عشق به عنوان نیرویی الهی یاد میکند که انسان را از خودنمایی دور میسازد و به سمت حقیقت رهنمون میشود.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و اشارات عرفانی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
غزل ۳۱۳ - یاری که ز ملک آشنائی است
یاری که ز ملک آشنائی است
داند که قماش ما کجائی است ۱
زاهد بر مست اگر کند میل
آن میل به نزد ما هوائی است ۲
سلطانی این جهان فانی
با همت عارفان گدائی است ۳
عاشق ز بلا اگر گریزد
در مذهب عشق بی وفائی است ۴
مائیم و نوای بی نوائی
ما را چو نوا ز بی نوائی است ۵
گفتیم که غرق بحر عشقیم
این مائی ما ز خودنمائی است ۶
مستیم و حریف نعمة الله
این نیز عنایت خدائی است ۷
داند که قماش ما کجائی است ۱
زاهد بر مست اگر کند میل
آن میل به نزد ما هوائی است ۲
سلطانی این جهان فانی
با همت عارفان گدائی است ۳
عاشق ز بلا اگر گریزد
در مذهب عشق بی وفائی است ۴
مائیم و نوای بی نوائی
ما را چو نوا ز بی نوائی است ۵
گفتیم که غرق بحر عشقیم
این مائی ما ز خودنمائی است ۶
مستیم و حریف نعمة الله
این نیز عنایت خدائی است ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۱۲ - کشتهٔ عشق تو دل زندهٔ جاویدان است
گوهر بعدی:غزل ۳۱۴ - جامی ز می پر از می در بزم ما روان است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.