خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن به موضوعاتی مانند عشق، عرفان، و تفاوت بین عقل و عشق میپردازد. شاعر از رندی سرمست و بیغم سخن میگوید که از قید و بندهای معمول رهاست و به عشق به عنوان راه حل مشکلات و معماهای زندگی نگاه میکند. همچنین، متن به نقد عقل و منطق در برابر عشق و شهود عرفانی میپردازد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای خوانندگان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات و استعارهها نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارند.
غزل ۲۸۴ - رند سرمست فارغ البال است
رند سرمست فارغ البال است
بی غم از قال و ایمن از حال است ۱
نی که موجود ثانیش خوانند
بر الف نزد عارفان دال است ۲
سر فدا کن چه قدر زر باشد
خرقه چو بود که مال پامال است ۳
خواجه گر راه میکده گم کرد
مرد هادی نگر که او ضال است ۴
هرچه بر عقل مشکلست ای یار
حلَش از عشق جو گر اشکال است ۵
عشق مشاطه ایست تا دانی
بلکه صاحب تمیز و دلال است ۶
عقل کل در بیان سید ما
دم فرو بسته گوئیا لال است ۷
بی غم از قال و ایمن از حال است ۱
نی که موجود ثانیش خوانند
بر الف نزد عارفان دال است ۲
سر فدا کن چه قدر زر باشد
خرقه چو بود که مال پامال است ۳
خواجه گر راه میکده گم کرد
مرد هادی نگر که او ضال است ۴
هرچه بر عقل مشکلست ای یار
حلَش از عشق جو گر اشکال است ۵
عشق مشاطه ایست تا دانی
بلکه صاحب تمیز و دلال است ۶
عقل کل در بیان سید ما
دم فرو بسته گوئیا لال است ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۸۳ - دردمندیم و دوا درد دل است
گوهر بعدی:غزل ۲۸۵ - عشق است که وارسته ز نقصان و کمالست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.