خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عرفانی از نعمت الله ولی بیانگر تفاوتهای میان عاشقان و عاقلان، زیباییهای منحصر به فرد عشق الهی، و حالات معنوی خاص درک شده توسط عاشقان است. شاعر تأکید میکند که عشق و مستی معنوی او دارای حلاوت و ویژگیهای منحصر به فردی است که با منطق عقلانی قابل درک نیست.
مفاهیم عمیق عرفانی و استفاده از اصطلاحات خاص عرفانی ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات به مستی و حالات معنوی نیازمند سطحی از بلوغ فکری و تجربه برای درک صحیح است.
غزل ۲۴۰ - ملک جان در ولایتی دگر است
ملک جان در ولایتی دگر است
تخت دل در حمایتی دگراست ۱
قول مستانه ای که ما گوئیم
بشنو او را حلاوتی دگر است ۲
دلبران در جهان فراوانند
حسن ما را ملاحتی دگر است ۳
عاقلان را نهایتی است ولی
عاشقان را نهایتی دگر است ۴
وحده لاشریک له می گو
کاین سخن از روایتی دگر است ۵
در خرابات رند سرمستیم
ذوق ما ذوق و حالتی دگر است ۶
نعمت الله خدا به ما بخشید
این عنایت عنایتی دگر است ۷
تخت دل در حمایتی دگراست ۱
قول مستانه ای که ما گوئیم
بشنو او را حلاوتی دگر است ۲
دلبران در جهان فراوانند
حسن ما را ملاحتی دگر است ۳
عاقلان را نهایتی است ولی
عاشقان را نهایتی دگر است ۴
وحده لاشریک له می گو
کاین سخن از روایتی دگر است ۵
در خرابات رند سرمستیم
ذوق ما ذوق و حالتی دگر است ۶
نعمت الله خدا به ما بخشید
این عنایت عنایتی دگر است ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۳۹ - نور رویش آفتابی دیگر است
گوهر بعدی:غزل ۲۴۱ - در دل ما عشقش از جان خوشتر است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.