خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن عاشقانه به توصیف نور جمال معشوق و تأثیر آن بر دل و جان عاشق میپردازد. شاعر از عشق مستانه، جدایی از جان، و پیوند با معشوق سخن میگوید و عقل را در برابر عشق ناتوان میداند. در پایان، شاعر خود را به عنوان عاشقی معرفی میکند که تنها معشوق را میشناسد و هیچ غیریتی در او نیست.
متن دارای مفاهیم عرفانی و عاشقانه عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و مفاهیم انتزاعی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
غزل ۱۹۸ - دیده تا نور جمالش دیده است
دیده تا نور جمالش دیده است
در نظر ما را چه نور دیده است ۱
چشم ما روشن به نور روی اوست
خوش بود چشمی که نورش دیده است ۲
دل هوا دارد که پیوندد به او
گوئیا از جان خود ببریده است ۳
تا خبر یابد از آن جان عزیز
از همه یاران خبر پرسیده است ۴
عشق مست است و حریف جان ماست
عقل مخمور و ما ز ما رنجیده است ۵
عاشق یک روی می دانی که کیست
آنکه در او غیر او پیچیده است ۶
نعمة الله نیک داند عاشقی
مدتی شد تا همین ورزیده است ۷
در نظر ما را چه نور دیده است ۱
چشم ما روشن به نور روی اوست
خوش بود چشمی که نورش دیده است ۲
دل هوا دارد که پیوندد به او
گوئیا از جان خود ببریده است ۳
تا خبر یابد از آن جان عزیز
از همه یاران خبر پرسیده است ۴
عشق مست است و حریف جان ماست
عقل مخمور و ما ز ما رنجیده است ۵
عاشق یک روی می دانی که کیست
آنکه در او غیر او پیچیده است ۶
نعمة الله نیک داند عاشقی
مدتی شد تا همین ورزیده است ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۹۷ - نور چشمت در نظر پیداست
گوهر بعدی:غزل ۱۹۹ - چشم مردم دیدهٔ ما نور رویش دیده است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.