خلاصه و ردهبندی سنی
18+
این متن عرفانی بیانگر وحدت وجود و یگانگی خداوند است. شاعر تأکید میکند که همه چیز تجلی نور الهی است و جدایی بین خالق و مخلوق وجود ندارد. با باز کردن دیده دل میتوان به حقیقت رسید. متن همچنین به عشق الهی، فنا در ذات حق و وحدت کثرت اشاره دارد.
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در متن برای درک و تجزیهوتحلیل، به بلوغ فکری و آشنایی با مبانی عرفان اسلامی نیاز دارد. همچنین برخی اصطلاحات تخصصی عرفانی ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم باشد.
غزل ۱۹۱ - هرچه می بینی همه نور خداست
هرچه می بینی همه نور خداست
تا نه پنداری که او از ما جداست ۱
دیدهٔ دل باز کن تا بنگری
روی جانانی که نور چشم ماست ۲
جز صفات ذات او موجود نیست
ور تو گوئی هست آن عین خطاست ۳
ما و او موجیم و دریا از یقین
کثرت و وحدت نظر کن از کجاست ۴
آشکارا ونهان دیدم عیان
صورت و معنی و جان و دل خداست ۵
هر که او بینای ذات او بود
دیده از نور صفاتش با صفاست ۶
طالب و مطلوب نبی است و ولی
کفر و ایمان زلف و روی مصطفاست ۷
من چو منصورم روم بر دار عشق
بر سردار فنا دار بقاست ۸
خود تو را گفتن روا نبود چنین
لیک چون امرت مرا گفتن رواست ۹
مستم از جام شراب لم یزل
نقلم از لعل لب آن دلرباست ۱۰
عاشق و معشوق عشقم ای عزیز
نعمت اللهم چنین منصب کراست ۱۱
تا نه پنداری که او از ما جداست ۱
دیدهٔ دل باز کن تا بنگری
روی جانانی که نور چشم ماست ۲
جز صفات ذات او موجود نیست
ور تو گوئی هست آن عین خطاست ۳
ما و او موجیم و دریا از یقین
کثرت و وحدت نظر کن از کجاست ۴
آشکارا ونهان دیدم عیان
صورت و معنی و جان و دل خداست ۵
هر که او بینای ذات او بود
دیده از نور صفاتش با صفاست ۶
طالب و مطلوب نبی است و ولی
کفر و ایمان زلف و روی مصطفاست ۷
من چو منصورم روم بر دار عشق
بر سردار فنا دار بقاست ۸
خود تو را گفتن روا نبود چنین
لیک چون امرت مرا گفتن رواست ۹
مستم از جام شراب لم یزل
نقلم از لعل لب آن دلرباست ۱۰
عاشق و معشوق عشقم ای عزیز
نعمت اللهم چنین منصب کراست ۱۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۹۰ - پادشاهی چه بندگی خداست
گوهر بعدی:غزل ۱۹۲ - چشم عالم روشن از نور خداست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.