خلاصه و ردهبندی سنی
15+
متن بیانگر گذرا بودن دنیا و وابستگی انسان به پروردگار است. خواجه (نمادی از قدرت یا مال) میآید و میرود و بنده (انسان) بدون او سرگردان میماند. همه چیز فانی است و تنها خداوند یکتا باقی میماند. متن بر عبرتآموزی و توجه به حقایق معنوی تأکید دارد.
متن دارای مفاهیم عرفانی و فلسفی است که درک آن برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال دشوار است. همچنین، نیاز به آشنایی اولیه با ادبیات کهن فارسی دارد.
غزل ۱۸۳ - خواجه آمد سرای خود آراست
خواجه آمد سرای خود آراست
رفت و منزل به دیگری پیراست ۱
بنده بی خواجه ماند سر گردان
در به در می دود که خواجه کجاست ۲
خواجه همچون خیال آمد و شد
نیک و بد از نشان او برخواست ۳
معتبر بود اعتبار نماند
عبرتی گیرد آنکه او بیناست ۴
بود خواجه حباب بحر محیط
گرچه جامش شکست آب به جاست ۵
هر که با ما نشست در دریا
نزد ما آبروی ما از ماست ۶
این و آن جفت یکدیگر باشند
نعمت الله از همه یکتاست ۷
رفت و منزل به دیگری پیراست ۱
بنده بی خواجه ماند سر گردان
در به در می دود که خواجه کجاست ۲
خواجه همچون خیال آمد و شد
نیک و بد از نشان او برخواست ۳
معتبر بود اعتبار نماند
عبرتی گیرد آنکه او بیناست ۴
بود خواجه حباب بحر محیط
گرچه جامش شکست آب به جاست ۵
هر که با ما نشست در دریا
نزد ما آبروی ما از ماست ۶
این و آن جفت یکدیگر باشند
نعمت الله از همه یکتاست ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۸۲ - راه عشاق رو که آن ره ماست
گوهر بعدی:غزل ۱۸۴ - نعمت الله امام رندان است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.