خلاصه و رده‌بندی سنی 18+

این متن شعری عرفانی است که در آن شاعر از وحدت وجود، عشق الهی و مستی معنوی سخن می‌گوید. او با استفاده از نمادهایی مانند جام شراب، آب و برف، به بیان تجربه‌های عرفانی خود می‌پردازد و از دیدگاه‌های زاهدانه و علمی فاصله می‌گیرد. شاعر در نهایت به عشق بی‌حساب به معشوق الهی اشاره می‌کند.

محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و استعاره‌های پیچیده‌ای مانند مستی و شراب است که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری و شناخت ادبیات عرفانی دارد. همچنین، ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر بدون راهنمایی مناسب، نامفهوم یا گمراه‌کننده باشد.

مشاهده کامل

غزل ۱۰۰ - چون بر آمد از دل جام آفتاب

چون بر آمد از دل جام آفتاب
نزد ما هر دو یکی شد برف و آب ۱

مجمع البحرین جامست و شراب
این شراب و جام آبست و حباب ۲

جام می بردست می گردم به ذوق
در خرابات مغان مست و خراب ۳

کس نبیند از هزاران زهد و علم
آنچه من دیدم ز یک جام شراب ۴

لوح محفوظ است ما را در نظر
خود که دارد این چنین ام الکتاب ۵

اصل گُل آب است و فرع آب گل
اصل و فرعش دوست دارم چون گلاب ۶

چون نیم هشیار بگذر از سرم
چون ندارم عقل بگذار احتساب ۷

غرق دریائی و تشنه ای عجب
بر سر آبی و پنداری سراب ۸

باده می نوشم مدام از جام عشق
در حضور سید خود بی حساب ۹
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۹۹ - دل به ما ده بیا دلی دریاب
گوهر بعدی:غزل ۱۰۱ - چون برآمد از دل جام آفتاب
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.