این متن عرفانی و شعرگونه از مولانا نعمت الله ولی، دعوتی به درک حقیقت و معنویت است. شاعر از مخاطب میخواهد تا از بزم معنوی او بهره ببرد، جام فنا را بنوشد و ذوق بقا را دریابد. او به خرابات و دردش اشاره میکند و از مخاطب میخواهد تا درمان را از این شفاخانه دریافت کند. همچنین، او به وحدت وجود اشاره دارد و میگوید که همه چیز از یک جوهر است. در نهایت، شاعر از رند مست و نعمت الله سخن میگوید و مخاطب را به درک مظهر حضرت خدا دعوت میکند.
محتوا دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات مانند 'خرابات' و 'رند مست' ممکن است نیاز به توضیح داشته باشند.
غزل ۸۹ - خوش حضوریست بزم ما دریاب
هرچه می بایدت بیا دریاب ۱
می جام فنا چه می نوشی
ذوق خمخانهٔ بقا دریاب ۲
در خرابات دُرد دردش نوش
زان شفاخانه این دوا دریاب ۳
قطره و موج و بحر و جو آبند
عین ما را به عین ما دریاب ۴
رند مستی اگر طلب داری
بر سر کوی او مرا دریاب ۵
نعمت الله را به دست آور
مظهر حضرت خدا دریاب ۶
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.