خلاصه و ردهبندی سنی
16+
متن بالا یک شعر عرفانی و معنوی است که از مخاطب میخواهد به دنبال گوهرهای معنوی مانند عشق، وحدت، معرفت و نور الهی باشد. شاعر تأکید میکند که برای رسیدن به حقیقت، باید از تعلقات دنیوی گذشت و به دنبال یگانگی و شناخت خود رفت. همچنین، اشارهای به نعمتهای الهی و لذتهای معنوی دارد.
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در متن برای درک و تجربه نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. این شعر نیازمند سطحی از بلوغ فکری و شناختی است تا بتواند تأثیر معنوی و اندیشمندانه خود را بگذارد.
غزل ۸۴ - نقد گنج کنت کنزا را طلب
نقد گنج کنت کنزا را طلب
گوهر دُر یتیم از ما طلب ۱
عاشقانه خم می را نوش کن
جرعه ای بود بیا دریا طلب ۲
از دوئی بگذر که تا یابی یکی
از همه یکتای بی همتا طلب ۳
عارفانه دولت خود را بگیر
آنچه گم کردی همه آنجا طلب ۴
چشم عالم روشنست از نور او
نور او در دیدهٔ بینا طلب ۵
نعمت الله است و عالم سر به سر
نعمتی خوش از همه اشیا طلب ۶
گوهر دُر یتیم از ما طلب ۱
عاشقانه خم می را نوش کن
جرعه ای بود بیا دریا طلب ۲
از دوئی بگذر که تا یابی یکی
از همه یکتای بی همتا طلب ۳
عارفانه دولت خود را بگیر
آنچه گم کردی همه آنجا طلب ۴
چشم عالم روشنست از نور او
نور او در دیدهٔ بینا طلب ۵
نعمت الله است و عالم سر به سر
نعمتی خوش از همه اشیا طلب ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۸۳ - در دل ما نقد گنج ما طلب
گوهر بعدی:غزل ۸۵ - دردمندانه بیا ما را طلب
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.