خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن عرفانی و شاعرانه، به بیان رابطهٔ عمیق و عاشقانهٔ بین انسان و معشوق الهی میپردازد. در آن، از تشبیهات مختلفی مانند عود و مجمر، آفتاب، آب حیات، و تیغ مهر برای توصیف این ارتباط استفاده شده است. شاعر تأکید میکند که همهٔ کاینات بخشی از ملک و کشور معشوق است و در نهایت، انسان به جایی میرسد که خود را فانی و معشوق را باقی میبیند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و استعارههای پیچیده است که درک آنها به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی نیاز دارد. همچنین، ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد.
غزل ۴۲ - جان چو عودست و دل چو مجمر ما
جان چو عودست و دل چو مجمر ما
آتش نور عشق دلبر ما ۱
آفتاب سپهر و جان جهان
پرتوی دان ز رای انور ما ۲
نهر آب حیات و عین زلال
قطره ای دان ز حوض کوثر ما ۳
گوهر تیغ مهر روشنزای
ذره ای باشد آن ز خنجر ما ۴
آنکه سلطان خلوت جانست
بنده وار ایستاده بر در ما ۵
عرصهٔ کاینات و ما فیها
خطه ای دان ز ملک و کشور ما ۶
دامن او و دست ما پس از این
چون که آمد به خود فرو سر ما ۷
ما نه مائیم با همه اوئیم
اوئی او شده برابر ما ۸
سیدی از میانه چون برخواست
خواجه و بنده شد یکی بر ما ۹
آتش نور عشق دلبر ما ۱
آفتاب سپهر و جان جهان
پرتوی دان ز رای انور ما ۲
نهر آب حیات و عین زلال
قطره ای دان ز حوض کوثر ما ۳
گوهر تیغ مهر روشنزای
ذره ای باشد آن ز خنجر ما ۴
آنکه سلطان خلوت جانست
بنده وار ایستاده بر در ما ۵
عرصهٔ کاینات و ما فیها
خطه ای دان ز ملک و کشور ما ۶
دامن او و دست ما پس از این
چون که آمد به خود فرو سر ما ۷
ما نه مائیم با همه اوئیم
اوئی او شده برابر ما ۸
سیدی از میانه چون برخواست
خواجه و بنده شد یکی بر ما ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۱ - در خرابات فنا ملک بقا داریم ما
گوهر بعدی:غزل ۴۳ - خوش آب حیاتی است روان در نظر ما
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.