خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن عرفانی و عاشقانه، بیانگر تسلیم و عشق بیقید و شرط به معشوق (سلطان یا سید) است. شاعر خود و دیگران را بندهٔ فرمان معشوق میداند و عشق را بالاتر از عقل و دنیا و آخرت میشمارد. درد و رنج را درمان دل میداند و مستی و رندی را لذت زندگی مینامد.
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه، نیاز به درک و تجربهٔ کافی از زندگی و عشق دارد. همچنین، برخی اصطلاحات مانند 'رند سر مست' ممکن است برای سنین پایین نامناسب باشد.
غزل ۳۱ - هرچه خواهد می کند سلطان ما
هرچه خواهد می کند سلطان ما
دل برد جان بخشد آن جانان ما ۱
دنیی و عقبی از آن و این و آن
ما از آن او و او هم ز آن ما ۲
دردمندانیم و دردی می خوریم
دُرد درد دل بود درمان ما ۳
عقل کل حیران شده در عشق او
خود چه شد این عقل سرگردان ما ۴
هر که آمد سوی ما با ما نشست
غرقه شد در بحر بی پایان ما ۵
رند سر مستی طلب از وی بجوی
لذت رندی سر مستان ما ۶
بندهٔ فرمان و فرمان می دهیم
سید ما می برد فرمان ما ۷
دل برد جان بخشد آن جانان ما ۱
دنیی و عقبی از آن و این و آن
ما از آن او و او هم ز آن ما ۲
دردمندانیم و دردی می خوریم
دُرد درد دل بود درمان ما ۳
عقل کل حیران شده در عشق او
خود چه شد این عقل سرگردان ما ۴
هر که آمد سوی ما با ما نشست
غرقه شد در بحر بی پایان ما ۵
رند سر مستی طلب از وی بجوی
لذت رندی سر مستان ما ۶
بندهٔ فرمان و فرمان می دهیم
سید ما می برد فرمان ما ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۰ - در آمد ساقی و آورد جام می برای ما
گوهر بعدی:غزل ۳۲ - شاه خودرائی است این سلطان ما
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.