خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن بیانگر اندوه و درد جمعی است که به دلیل عشق و غمهایشان به یکدیگر پیوستهاند. شاعر از محرمیت و همدردی با غم دیگران سخن میگوید و تأکید میکند که آنها نیز در ماتم و درد شریک هستند. در نهایت، از عشق و دیوانگی در عالم سخن میگوید و از فرزانهای مانند عرفی میخواهد که حالات عشق را بیان کند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار بوده و ممکن است نیاز به تجربه و بلوغ فکری بیشتری داشته باشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و مفاهیم پیچیدهتر شعر کلاسیک فارسی، مناسبتر برای مخاطبان نوجوان و بزرگسال است.
غزل ۵۱۱ - دلی داریم و ما جمعی پریشان از غم اوییم
دلی داریم و ما جمعی پریشان از غم اوییم
که می میرد برای درد و ما در ماتم اوییم ۱
به این آمیزش و این محرمی گر تو به دیداری
مکن بیگانگی غم، که ما هم محرم اوییم ۲
اگر با مرد غم باشیم، تاب آریم این غم را
که ناشایسته ای چند، آرزومند غم اوییم ۳
بجو فرزانه ای عرفی، که گوید حالت عشقت
که ما دیوانه کان هرزه گرد عالم اوییم ۴
که می میرد برای درد و ما در ماتم اوییم ۱
به این آمیزش و این محرمی گر تو به دیداری
مکن بیگانگی غم، که ما هم محرم اوییم ۲
اگر با مرد غم باشیم، تاب آریم این غم را
که ناشایسته ای چند، آرزومند غم اوییم ۳
بجو فرزانه ای عرفی، که گوید حالت عشقت
که ما دیوانه کان هرزه گرد عالم اوییم ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۱۰ - به لب داغ چو با خنده به مرهم زده ایم
گوهر بعدی:غزل ۵۱۲ - باز می خواهم که شوخ دل ربایی خوش کنم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.