خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از غم و دردهای درونی خود سخن میگوید. او از زخمهای روحی، عشق ناکام و مصائب زندگی مینالد و بیان میکند که چگونه غم و اندوه بر وجودش چیره شده است. او حتی از بهشت نیز رویگردان است و غم را بر هر چیز دیگر ترجیح میدهد.
متن دارای مضامین عمیق عاطفی و روانی است که درک آن برای مخاطبان کمسال دشوار خواهد بود. همچنین، برخی از مفاهیم مانند ناامیدی و رنجهای روحی ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسن مناسب نباشد.
غزل ۵۰۹ - منم که پارهٔ غم در دهان غم دارم
منم که پارهٔ غم در دهان غم دارم
به زیر ناصیه صد داستان غم دارم ۱
دلی که زخم پذیری کند نمی دانم
وگر نه تیر نفس در کمان غم دارم ۲
از آن به تیغ غم آیم که در دکانچهٔ عشق
هزار قافله عشرت زیان غم دارم ۳
چه شد که جان به غمت داده ام به گفتهٔ عشق
اگر غمت بگریزد ضمان غم دارم ۴
گر از بهشت شود معصیت عنان تابم
هزار شکر که صد بوستان غم دارم ۵
از آن دیار عدم شد مسخرم، عرفی
که صد سپاه بلا در عنان غم دارم ۶
به زیر ناصیه صد داستان غم دارم ۱
دلی که زخم پذیری کند نمی دانم
وگر نه تیر نفس در کمان غم دارم ۲
از آن به تیغ غم آیم که در دکانچهٔ عشق
هزار قافله عشرت زیان غم دارم ۳
چه شد که جان به غمت داده ام به گفتهٔ عشق
اگر غمت بگریزد ضمان غم دارم ۴
گر از بهشت شود معصیت عنان تابم
هزار شکر که صد بوستان غم دارم ۵
از آن دیار عدم شد مسخرم، عرفی
که صد سپاه بلا در عنان غم دارم ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۰۸ - مستم دگر این بیخودی از بوی که دارم
گوهر بعدی:غزل ۵۱۰ - به لب داغ چو با خنده به مرهم زده ایم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.