خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این متن از عشق و رنج‌های ناشی از آن سخن می‌گوید. او از دل‌تنگی، اشتیاق و آرزوی وصال معشوق می‌گوید و تمایل خود را به آزادی و رهایی از قید و بندها بیان می‌کند. همچنین، اشاره‌ای به مفاهیمی مانند فداکاری، امید و زیبایی‌های عشق دارد.

متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند رنج عشق و تمایل به آزادی نیاز به بلوغ فکری دارد.

مشاهده کامل

غزل ۴۷۶ - به کوی صید بندان، دوش چون فریاد می کردم

به کوی صید بندان، دوش چون فریاد می کردم
به یک صوت حزین صد عندلیب آزاد می کردم ۱

چنان دوش از غمت مشتاق بودم بر هلاک خود
که تا صبح آرزوی تیشهٔ فرهاد می کردم ۲

نه تاثیر نفس بی عمر جاویدان نمی دانم
به امید چه پیشت درد دل بنیاد می کردم ۳

گشایم دام بر گنجشگ و شادم، باد آن همت
که گر سیمرغ می امد به دام، آزاد می کردم ۴

چنان آمادهٔ عشقم که عشق ار ممتنع بودی
به ذوق جلوهٔ حسن منش آزاد می کردم ۵

مگو عرفی، دل یاران پریشان داشتن تا کی
اگر می آمد از دستم، دل خود شاد می کردم ۶
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۷۵ - هر که را دشمن شوم بر عیب خود محرم کنم
گوهر بعدی:غزل ۴۷۷ - من کینه را به مهر خریدار نیستم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.