خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از فرار از حرم و پیوستن به دیر سخن میگوید. او از احساسات متضاد، عشق و رنج، و جستجوی معنا در مکانهای غیرمنتظره مانند دیر صحبت میکند. استفاده از نمادهای مذهبی و عرفانی مانند کعبه و دیر، نشاندهندهی کشمکش درونی شاعر بین عرفان و عشق است.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری دارد. همچنین، استفاده از نمادهای پیچیده و زبان شاعرانه ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۴۴۷ - دل به دست و پای کوبان از حرم بگریختم
دل به دست و پای کوبان از حرم بگریختم
وین سیه قندیل را از خاک دیر آویختم ۱
توتیای دیدهٔ توفیق، یعنی خاک دیر
بر سر دل تهنیت گویان به مژگان می بیختم ۲
راهب دیر و صنم مست سماع ماتمند
تا به شیون نغمهٔ ناقوس را آویختم ۳
گوهری کز وی بیابد دیدهٔ معنی صفا
در جهان پیدا نشد، هر چند خاکش بیختم ۴
مایهٔ دیریم، عرفی، عشوه ای در کعبه هم
مدتی پارنج ها از پرده می انگیختم ۵
وین سیه قندیل را از خاک دیر آویختم ۱
توتیای دیدهٔ توفیق، یعنی خاک دیر
بر سر دل تهنیت گویان به مژگان می بیختم ۲
راهب دیر و صنم مست سماع ماتمند
تا به شیون نغمهٔ ناقوس را آویختم ۳
گوهری کز وی بیابد دیدهٔ معنی صفا
در جهان پیدا نشد، هر چند خاکش بیختم ۴
مایهٔ دیریم، عرفی، عشوه ای در کعبه هم
مدتی پارنج ها از پرده می انگیختم ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۴۶ - به سهو ار توبه از می کردم و دیر مغان بستم
گوهر بعدی:غزل ۴۴۸ - گلی ناچیده بویی ناکشیده زین چمن رفتم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.