این شعر از عرفی شیرازی بیانگر نگاه عارفانه و انتقادی به برخی از باورهای مذهبی و زاهدانه است. شاعر با بیانی نمادین از کعبه، یاران، اهل دیر، عشق، صبر، شهادت و زاهدان سخن میگوید و رویکردی متفاوت و شخصی به دین و عرفان ارائه میدهد. او از وداع با کعبه و یاران میگوید، به اهل دیر مژده میدهد، از دشواری صبر سخن میگوید و در نهایت اعلام میکند که اگر شیوههای زاهدان معیار دین باشد، او نیز روشی جدید اختراع خواهد کرد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و انتقادی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند نقد زهد و دینورزی ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده یا نامناسب باشد.
غزل ۴۲۶ - کعبه بی ذوق است و یاران را وداعی می کنیم
مژده اهل دیر را کانجا وداعی می کنیم ۱
گر حدیث عشق کم گویی تو با آسودگان
جای منت هست، تحقیق صداعی می کنیم ۲
زهر کو، خون جگر کو، شهد ناب و شیر چند
صبر دشوار است، با رضوان نزاعی می کنیم ۳
در سماع ای شیخ موج از آستین ما بریز
در شهادت گاه او ما هم سماعی می کنیم ۴
شیوه های زاهدان گر در شمار دین بود
غم مخور عرفی که ما هم اختراعی می کنیم ۵
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.