خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی است که به خودشناسی و رهایی از قید و بندهای دنیوی میپردازد. شاعر از مخاطب میخواهد که خود را بشناسد و از قفس محدودیتها رها شود تا به حقیقت وجودی خود دست یابد. همچنین، به مفاهیمی مانند عشق، رهایی، و رسیدن به کمال معنوی اشاره میکند.
این متن حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۱۹۵۱ - ای برادر تو چه مرغی؟ خویشتن را بازبین
ای برادر تو چه مُرغی؟ خویشتن را بازبین
گَر تو دست آموزِ شاهی، خویشتن را باز بین ۱
هر کِه اَنْبازی بُرید از خویش، آن بازی مَدان
در جهانْ او را چو حَق، بیمِثْل و بیاَنْباز بین ۲
زآفتابی کافْتابِ آسْمانْ یک جامِ اوست
ذَرّهها و قَطرهها را مَست و دست انداز بین ۳
چون که قبلهیْ شاه یابی، قبلهٔ اِقْبال شو
چون دو دَم خوردی زِ جامَش، بَخت را دَمساز بین ۴
گفتم ای اِکْسیر بِنْما، مِسّ را چون زَر کُنی؟
رو به صَرّافانِ دل آوَرْد، گفتا گاز بین ۵
گفتَمَش چون زنده کردی مُرغِ ابراهیم را؟
گفت پَرّ و بال بَرکَن، هم کُنون پَرواز بین ۶
گفتم از آغازْ مُرغِ روحِ ما بیپَر بُدَست
گفت هین، بِشْکَن قَفَص، آغازِ بیآغاز بین ۷
زان فروبَسته دَمی کِتْ هَمدَم و هَمراز نیست
چَشمْ بُگْشا هر دَمی، هَمراز بین، هَمراز بین ۸
این دَمی چندی که زد جانِ تو در سوز و نیاز
چون دَمِ عیسی به حَضرت زنده و باساز بین ۹
خاک خواری را بِمان، چون خاکْ خواری پیشه گیر
خاک را از بَعدِ خواری در چَمَن اِعْزاز بین ۱۰
گَر تو دست آموزِ شاهی، خویشتن را باز بین ۱
هر کِه اَنْبازی بُرید از خویش، آن بازی مَدان
در جهانْ او را چو حَق، بیمِثْل و بیاَنْباز بین ۲
زآفتابی کافْتابِ آسْمانْ یک جامِ اوست
ذَرّهها و قَطرهها را مَست و دست انداز بین ۳
چون که قبلهیْ شاه یابی، قبلهٔ اِقْبال شو
چون دو دَم خوردی زِ جامَش، بَخت را دَمساز بین ۴
گفتم ای اِکْسیر بِنْما، مِسّ را چون زَر کُنی؟
رو به صَرّافانِ دل آوَرْد، گفتا گاز بین ۵
گفتَمَش چون زنده کردی مُرغِ ابراهیم را؟
گفت پَرّ و بال بَرکَن، هم کُنون پَرواز بین ۶
گفتم از آغازْ مُرغِ روحِ ما بیپَر بُدَست
گفت هین، بِشْکَن قَفَص، آغازِ بیآغاز بین ۷
زان فروبَسته دَمی کِتْ هَمدَم و هَمراز نیست
چَشمْ بُگْشا هر دَمی، هَمراز بین، هَمراز بین ۸
این دَمی چندی که زد جانِ تو در سوز و نیاز
چون دَمِ عیسی به حَضرت زنده و باساز بین ۹
خاک خواری را بِمان، چون خاکْ خواری پیشه گیر
خاک را از بَعدِ خواری در چَمَن اِعْزاز بین ۱۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۹۵۰ - بوی آن باغ و بهار و گلبن رعناست این
گوهر بعدی:غزل ۱۹۵۲ - هست ما را هر زمانی از نگار راستین
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.