این شعر عاشقانه و عارفانه، بیانگر عشق عمیق و وفاداری شاعر به معشوق است. شاعر با تصاویر زیبا و استعارههای غنی، از عشق بیقید و شرط خود میگوید و حتی در برابر قهر و تیرهای معشوق، مقاومت و وفاداری نشان میدهد. او معشوق را زیباترین موجود در دو جهان میداند و خود را از هر کس دیگر بینیاز میشمرد. در پایان، شاعر از معشوق میخواهد که به حال او نظر کند و حرمت پیران را نگه دارد.
این شعر دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عارفانه است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تصاویر پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۶۶ - گرم ز لطف بخوانی ورم به قهر برانی
تو قهرمانی و قادر بکن هر آنچه توانی ۱
گرم به دیده زنی تیر اگر به سینه ننالم
که گرچه آفت جسمی و لیک راحت جانی ۲
نیم سپند که لختی برآتشت ننشینم
هزار سال فزون گر بر آتشم بنشانی ۳
من از جمال تو مستغنیم ز هرکه به عالم
به حکم آنکه تو تنها نکوتر از دو جهانی ۴
نظر به غیر تو بر هیچ آفریده نکردم
گناه من نبود گر ندانمت به چه مانی ۵
در انگبین نه چنان پا فروشدست مگس را
کز آستان برود گر صد آستین بفشانی ۶
اگر چه عمر عزیزست و جان نکوست ولیکن
تو هم عزیزتر از این و هم نکوتر از آنی ۷
به حال خستهٔ قاآنی از وفا نظری کن
بدار حرمت پیران به شکر آنکه جوانی ۸
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.