خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر عاشقانه بیانگر احساسات عمیق شاعر نسبت به معشوق است. شاعر از جدایی و فراق شکایت کرده و توصیف‌های زیبایی از ویژگی‌های معشوق مانند ابرو، مژگان، زلف و لب‌هایش ارائه می‌دهد. همچنین، از تأثیرات عشق بر جان و دل خود سخن می‌گوید.

محتوا شامل مفاهیم عاشقانه عمیق و استعاره‌های ادبی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات نیاز به دانش ادبی پایه دارند.

مشاهده کامل

غزل ۴۰ - هرکس به هوای جان گرفتار

هرکس به هوای جان گرفتار
ما بی تو ز جان خویش بیزار ۱

جا بی‌ تو کنم به خلد هیهات
دل بی‌تو نهم به عیش زنهار ۲

جان بی‌تو به پیکرم بود تنگ
سر بی‌تو به گردنم بود بار ۳

دلهای گشاده از غمت تنگ
جان‌های عزیز در رهت خوار ۴

ابروی تو بر سرم کشد تیغ
مژگان تو بر دلم زند خار ۵

ای تازه جوان که چون جوانی
رفتی و نیامدی دگربار ۶

در سایهٔ زلف خط و خالت
مانند به شبروان عیار ۷

در هند شنیده‌ام که طوطی
شکر شکنست و سرخ منقار ۸

زانسان که خطت به سایهٔ زلف
پیرامن آن لب شکربار ۹

زلفست فراز قدت آری
بر سرو بن آشیان کند مار ۱۰

کویت به نگارخانه ماند
از حیرت طالبان دیدار ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۹ - واقفی ای پیک چون ز حال دل زار
گوهر بعدی:غزل ۴۱ - ای حسن تو چون فتنهٔ چشم تو جهانگیر
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.