شاعر در این شعر از رهایی از قید و بندهای دنیوی و رسیدن به حالت جنون و بیخودی سخن میگوید. او از چنگ و جام به عنوان نمادهایی از ننگ و نام یاد میکند و ابراز میکند که از فرزانگی دلگیر شده و به دنبال دیوانگی و آشوب است. شاعر آرزوی رهایی مانند پرندهای از قفس را دارد و میخواهد از همه تعلقات دنیوی بگذرد. در پایان، از قاآنی میخواهد که با همت خود، همه چیز را در هم بشکند.
مفاهیم عمیق عرفانی و استفاده از نمادهای پیچیده مانند جنون و رهایی، درک این شعر را برای مخاطبان زیر 16 سال دشوار میسازد. همچنین، برخی مضامین مانند بیخودی و در هم شکستن قید و بندها ممکن است برای سنین پایین نامناسب باشد.
غزل ۱ - صدشکر گویم هر زمان هم چنگ را هم جام را
کاین هر دو بردند از میان هم ننگ را هم نام را ۱
دلتنگم از فرزانگی دارم سر دیوانگی
کز خود دهم بیگانگی هم خاص را هم عام را ۲
خواهم جنونی صف شکن آشوب جان مرد و زن
آرد به شورش تن به تن هم پخته را هم خام را ۳
چون مرغ پرد از قفس دیگر نیندیشد ز کس
بیند مدام از پیش و پس هم دانه را هم دام را ۴
قاآنی ار همت کنی دل از دو عالم برکنی
یک باره درهم بشکنی هم شیشه را هم جام را ۵
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.