نویسنده از سفر خود به شهر مهروبان میگوید. این شهر بزرگ در شرق دریا قرار دارد و بازار و مسجد بزرگی دارد. آب شهر از باران تأمین میشود و ذخیرهسازی آب در حوضها و آبگیرها انجام میگیرد. در شهر سه کاروانسرای بزرگ و محکم وجود دارد. نام یعقوب لیث بر منبر مسجد دیده میشود، اما در زمان نویسنده شهر تحت کنترل پسران اباکالنجار بوده است. مهروبان شهری بندری و تجاری است که خواربار آن از مناطق دیگر تأمین میشود. نویسنده به دلیل ناامنی راهها (ناشی از جنگ بین پسران اباکالنجار) در این شهر میماند.
متن دارای محتوای تاریخی و سیاسی است که ممکن است برای کودکان کمسنوسال نامفهوم یا کمجذاب باشد. همچنین، اشاره به جنگ و ناامنی ممکن است برای گروههای سنی پایین مناسب نباشد.
بخش ۹۱ - مهروبان
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.