راوی در مسجدی حضور داشت که رنگهای کمی داشت. او بر دیوار مسجد شعری نوشت و شاخهای در میان آن قرار داد که باعث تعجب مردم شد. اهالی شهر به او پیشنهاد دادند که اگر محراب مسجد را نقاشی کند، صد من خرما به او میدهند. راوی این کار را انجام داد و خرماها برای او و همراهانش که در بیابان گرفتار شده و از گرسنگی رنج میبردند، نجاتبخش بود. سپس، او با یک عرب قرارداد بست تا به بصره برود، اما به دلیل نداشتن پول، مجبور شد با شرط پرداخت سی دینار در بصره، این سفر را انجام دهد.
متن دارای مفاهیم تاریخی و اجتماعی است که ممکن است برای کودکان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی جزئیات مانند جنگ و گرسنگی نیاز به درک بالاتری دارند.
بخش ۷۰ - نقاشی ناصرخسرو و حیرت اعراب بدوی
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.