نویسنده از سفر خود به شهر عکا میگوید که در بلندی قرار دارد و به دلیل ترس از امواج دریا، شهر را در نقاط کمارتفاع نمیسازند. مسجد آدینه در مرکز شهر با ستونهای مرمری و قبر پیامبر صالح در نزدیکی آن قرار دارد. شهر دارای دیوارهای محکم و سیستم دفاعی شامل زنجیرهایی برای محافظت از کشتیهاست. چشمهای به نام عین البقر نیز وجود دارد که به باور locals توسط حضرت آدم کشف شده است. نویسنده سپس تصمیم به زیارت مزارهای انبیا در کوهی نزدیک میگیرد، اما به او هشدار داده میشود که راهزنان در آن منطقه فعال هستند. با این حال، او با کمک مردی از آذربایجان که راه را میشناسد، به زیارت میرود و شکرگزاری میکند.
محتوا شامل توصیفات تاریخی و مذهبی است که ممکن است برای کودکان کمسن جذاب نباشد. همچنین، اشاره به خطرات راهزنی و شرایط سفر در گذشته ممکن است برای مخاطبان جوانتر نیاز به توضیح داشته باشد.
بخش ۲۶ - عکه، عینالبقر
و چون ازاین شهرستان عکه سوی مشرق روند کوهی است که اندر آن مشاهد انبیاست علیهم السلام و این موضع از راه برکنار است کسی را که به رمله رود. مرا قصد افتادکه آن مزارهای متبرک را ببینم و برکات از حضرت ایزد تبارک و تعالی بجویم.
مردمان عکه گفتند آن جا قومی مفسد در راه باشند که هر که را غریب بینند تعرض رسانند و اگر چیزی داشته باشد بستانند. من نفقه که داشتم در مسجد عکه نهادم و از شهر بیرون شدم از دروازه شرقی روز بیست و سیوم شعبان سنه ثمان و ثلثین و اربعمایه اول روز زیارت قبر عک کردم که بای شهرستان او بوده است و او یکی از صالحان وبزرگان بوده و چون با من دلیلی نبود که آن راه داند متحیر میبودم ناگاه از فضل باری تبارک و تعالی همان روز مردی با من پیوست که او از آذربایجان بود و یک بار دیگر آن مزارت متبرکه را دریافته بود دوم کرت بدان عزیمت روی بدان جانب آورده بود. بدان موهبت شکر باری را تبارک و تعالی دو رکعت نماز بگذاردم و سجده شکر کردم که مرا توفیق میداد تا برعزمی که کرده بودم وفا میکردم.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.