نویسنده تصمیم میگیرد تا با تغییر افعال و اعمال خود به آرامش برسد. او در روز مشخصی به مسجد جامع میرود، نماز میخواند و از خداوند برای انجام واجبات و ترک منهیات یاری میطلبد. سپس به شهرهای مختلفی از جمله شبورغان، سنکلان، طالقان، مروالرود و مرو سفر میکند و از شغل خود استعفا میدهد تا به سفر قبله برود. او حسابهای خود را تسویه و دنیا را به جز ضروریات ترک میکند.
متن شامل مفاهیم عمیق دینی و تغییرات شخصی است که برای درک کامل آن، خواننده نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، اشاره به تاریخ و مکانهای تاریخی ممکن است برای گروههای سنی پایین جذاب نباشد.
بخش ۳ - توبه و عزم سفر حج
پس از آن جا به شبورغان رفتم. شب به دیه باریاب بودم و از آن جا به راه سنکلان و طالقان به مروالرود شدم. پس به مرو رفتم و از آن شغل که به عهده من بود معاف خواستم و گفتم که مرا عزم سفر قبله است.
پس حسابی که بود جواب گفتم و از دنیایی آنچه بود ترک کردم الا اندک ضروری.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.