خلاصه و ردهبندی سنی
16+
متن دربارهٔ ضرورت احتیاط در برخورد با دشمنان و افراد دارای کینه و عداوت است. برهمن تأکید میکند که با وجود تلاش برخی برای فریب با زبان نرم، باید هوشیار بود و از غدر و مکر آنان پرهیز کرد. همچنین، اشارهای به حکایتی دربارهٔ یک مرغ شده است که احتمالاً درسهایی دربارهٔ احتیاط و خرد دارد.
متن دارای مفاهیم پیچیدهٔ اخلاقی و فلسفی است و درک آن نیاز به بلوغ فکری دارد. همچنین، بحث دربارهٔ غدر و مکر دشمنان ممکن است برای کودکان مناسب نباشد.
بخش ۱ - باب پادشاه و فنزه
رای گفت برهمن را: شنودم مثل کسی که دشمنان غالب و خصوم قاهر بدو محیط شوند و مفزع و مهرب از همه جوانب متعذر باشد و او بیکی ازیشان طوعا او کرها استظهار جوید و با او صلح پیوندد، تا ازدیگران برهد و از خطر ومخافت ایمن گردد، و عهد خویش در آن واقعه با دشمن بوفا رساند، و پس از ادراک مقصود در تصون نفس برحسب خرد برود، و بیمن حزم و مبارکی خرد از دشمن مسلم ماند. اکنون بازگوید داستان اصحاب حقد و عداوت که ازایشان احتراز و مجانبت نیکوتر یا با ایشان انبساط و مقاربت بهتر، و اگر یکی از آن طایفه گرد استمالت برآید بدان التفات شاید نمود و آن را در ضمیر جای باید داد یا نه؟
برهمن گفت:هرکه بمادت روح قدس متظهر شد و بمدد عقل کل موید گشت در کارها احتیاطی هرچه تمامتر واجب و مواضع خیر و شر و نفع و ضر اندران نیکو بشناسد، و بر تمییز او پوشیده نماند که از دوست مستزید و قرین آزرده تحرز ستوده تر و از مکامن غدر و مکر او تجنب اولی تر، خاصه که تغیظ باطن و تفاوت اعتقاد او بچشم خرد میبیند و جراحت دل او بنظر بصیرت مشاهدت میکند و آن را از جهت خویش باهمالی مرموز یا مکاشفتی صریح موجبات میداند، چه اگر بچرب زبانی و تودد او فریفته شود و جانب تحفظ و تیقظ را بی رعایت گرداند هراینه تیر آفت را جان هدف ساخته باشد و تیغ بلا را بمغناطیس جهل سوی خود کشیده.
و از اخوات این سیاقت حکایت آن مرغ است. رای پرسید که: چگونه است آن؟
گفت:
برهمن گفت:هرکه بمادت روح قدس متظهر شد و بمدد عقل کل موید گشت در کارها احتیاطی هرچه تمامتر واجب و مواضع خیر و شر و نفع و ضر اندران نیکو بشناسد، و بر تمییز او پوشیده نماند که از دوست مستزید و قرین آزرده تحرز ستوده تر و از مکامن غدر و مکر او تجنب اولی تر، خاصه که تغیظ باطن و تفاوت اعتقاد او بچشم خرد میبیند و جراحت دل او بنظر بصیرت مشاهدت میکند و آن را از جهت خویش باهمالی مرموز یا مکاشفتی صریح موجبات میداند، چه اگر بچرب زبانی و تودد او فریفته شود و جانب تحفظ و تیقظ را بی رعایت گرداند هراینه تیر آفت را جان هدف ساخته باشد و تیغ بلا را بمغناطیس جهل سوی خود کشیده.
و از اخوات این سیاقت حکایت آن مرغ است. رای پرسید که: چگونه است آن؟
گفت:
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
قبلی:باب السنور و الجرذ
گوهر بعدی:بخش ۲ - حکایت مرغ پادشاه
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.